ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

157

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

مرد غريبه به شدت منع دارد . كسى كه به اين حريم تجاوز كند به سهولت ممكن است جان خود را بر سر آن كار بگذارد . هرگاه زنان متعددى در يك خانه ساكن باشند ، هريك از آنها در قسمتى خاص مستقر است و در منازل ثروتمندان هر زن براى خود حياط ، خدمه و آشپزخانه ، غلامان و خواجگان مخصوص دارد . هيچ زنى نه براى خود و نه براى فرزندش هرگز از غذا و دست‌پخت هوويش استفاده نمىكند زيرا همواره از سوءنيت آنها در هراس است . از آنجا كه مرد ايرانى اندرون را مقدس و غير قابل لمس مىداند هرگز در حضور جمع دربارهء زنان يا كودكانش چيزى بر زبان نمىآورد ؛ هرگز اسم زنى را ذكر نمىكند ، و فقط در صورت لزوم به عنوان مادر اين بچه يا آن بچه يا عموقزى و غيره به وى اشاره دارد . حتى هرگاه طبيبى اروپائى از شوهرى احوال زن يا دختر بيمارش را بپرسد كارى كرده است سخت مغاير آداب و رسوم رايج . وقتى كه قبل از شروع جنگ ايران و انگليس به فرمان سفير انگليس فراشها براى اجراى حكم ضبط و مصادره قهرا به اندرونى وارد شدند ، شهر در آستانهء قيام قرار گرفت و فراشها ناگزير براى نجات جان خود پا به فرار گذاردند . در عوض اين نيز كاملا بدون دليل و منطق به نظر مىآيد كه طبق عقيدهء عموم طبيب فقط مىتواند نبض زن بيمار را بگيرد ؛ آخر طبيب بايد به هنگام ضرورت به بقيهء معاينات خود نيز بپردازد . بالاترين چيزى كه ممكن است زن بيمار به طبيبش نشان بدهد ، صورت است . وى مىپندارد كه با اين كار به فحشا دست زده است ؛ اما دختر واقعى حوا در اين مورد نيز چاره‌اى پيدا كرده است ؛ اول مىگويد دندانهايش معالجه لازم دارند و حجاب را تا بينى خود بالا مىزند ؛ بعد لكه‌اى روى پيشانى خود كشف مىكند و قسمت بالاى پيچه را پائين مىكشد به صورتى كه طبيب بايد با افزودن اين اجزا بهم پى به كل ببرد . عنوانى كه به زن محترم مىدهند « خانم » است ؛ زنهاى درجه دوم را « بيگم » يا « باجى » مىگويند ، عنوان زنان از پائينترين مرتبه و درجه « ضعيفه » است . عنوان « بىبى » به معنى سركار خانم سابقا سخت رواج داشته است اما فعلا استعمالى ندارد . اشتغال زنان برحسب مقام اجتماعى آنها و سكونتشان در شهر و روستا فرق مىكند . در طبقات فقير كليهء كارهاى منزل را انجام مىدهند ؛ بقيهء اوقات را به پشم‌ريسى مىپردازند . آنها دوك را زير بغل نگاه مىدارند و رشته‌هاى پشم از قرقره‌اى كه آزاد است به پائين در حركت است . از اين نخ پشم كه رشته‌اند جوراب ، فرش و جل اسب مىبافند . زنان اعيان تقريبا تمام اوقات خود را به حمام رفتن ، قليان كشيدن ، ديد و بازديد ، خوردن شيرينيهاى مختلف و ميوه‌هاى چربىدار از قبيل گردو و پسته و بادام ، نوشيدن چاى و قهوه مىگذرانند ؛ بندرت ممكن است به خواندن كتاب يا نوشتن رقعه‌اى مشغول شوند . زن ايرانى در خروج از منزل آزادى بسيار دارد . زنان طبقهء متوسط يا حتى زنان محترم به صورت ناشناس به تنهائى به بازار و پيش